اسفند
ماه آغاز من , ماه تولدم و تولدهای دوباره ام
ماه سپید شدنم ,عروس شدنم ,آسمانی شدنم
ماه دیدار,دیدار با سرزمین وحی
اسفند رنگینترین خاطره ها را با تو دارم...
اسفند
ماه آغاز من , ماه تولدم و تولدهای دوباره ام
ماه سپید شدنم ,عروس شدنم ,آسمانی شدنم
ماه دیدار,دیدار با سرزمین وحی
اسفند رنگینترین خاطره ها را با تو دارم...
معشوق من!
کاش من و تو
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفسه های کتابخانه ای روستایی
گاهی تو را
گاهی مرا
تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان
به امانت می بردند
معشوق من!
کاش می دانستم
پشت آن جلد کهنه چه چیزی را پنهان می داری
که همواره
خواب مرا
بر می آشوبد...
![]()
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد
که مرا
زندگانی بخشد
چشمهای تو به
من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی

تو اگر لب تر کنی
دیر یا زود
بارانی ام را می پوشم
و به دیدن باران های تمام روزهای هفته از سال نیامده می روم
به خاطر تو ، مخاطب
دیر یا زود
آسمان را جواب می کنم ، دریا راخراب
تو فقط لب تر کن...

حالا که آمده ای ، چترت را ببند در ایوان این خانه جز مهربانی نمی بارد

دلم را هرس می
کنم
تا برای با تو بودن جوانه بزند .
خدا را چه دیدی
شاید بهار امسال در زمستان
بود ..



سلام. اکثرا گلایه کردید چرا دیر آپ کردم.مرسی از لطف همتون.
خوب آدم نامزدیش باشه که نمیتونه بیاد آپ کنه .
.................................................................................................................................

این اشک ها...
تلاقی انجماد چشم های توست
با نمکزخم سینه ی من...
گریه نیست
این فریاد خیس
که از چشمهای بلندت جاری ست.
پشت یک لبخند
پنهان است
تمام بغضهای من
نخواه که بی پرده بخندم...
