شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای دردتو هم درمان در بستر بیماری
وی یاد تو هم مونس در گوشه ی تنهایی
در دایره ی قسمت ما نقطه ی پرگاریم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی


سلام. اکثرا گلایه کردید چرا دیر آپ کردم.مرسی از لطف همتون.
خوب آدم نامزدیش باشه که نمیتونه بیاد آپ کنه .
.................................................................................................................................

این اشک ها...
تلاقی انجماد چشم های توست
با نمکزخم سینه ی من...
گریه نیست
این فریاد خیس
که از چشمهای بلندت جاری ست.
پشت یک لبخند
پنهان است
تمام بغضهای من
نخواه که بی پرده بخندم...




هرگز کاری شگفتتر
از کشف تو نداشتهام
هرگز چيزی مرا اينگونه
شاد نکرده بود
که در تلألو لبخند تو
ماه شدم...


تمام ماجراي من
سه واژه شد براي تو
سه واژه ي جدا، جدا
من و ..
شب و ..
هواي تو ..
